سيد جلال مصطفوى كاشانى

114

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

شامل مواد هضم‌شده در معده است . پس دو قطعه كبد از نظر اعمال فيزيولوژيكى مستقل از يكديگرند و اين تنها از نظر فيزيولوژيكى نيست ، بلكه از نظر بافت‌شناسى ، آسيب‌شناسى و بيمارىشناسى نيز هست . توضيح آنكه از نظر بافت‌شناسى محقق شده است كه لبول‌هاى كبد در قطعهء راست ، از لبول‌هاى قطعه چپ كبد درشت‌تر است و از نظر آسيب‌شناسى ، در موارد متعددى مشاهده شده است كه آسيب‌هاى تشريحى فقط در يكى از قطعات كبد وجود دارد ، يا اين آسيب‌ها در اين قطعه بيش از قطعهء ديگر است . گلنارد پس از مشاهدات و تجربيات زياد ثابت كرد كه كبد را از لحاظ قسمت‌هاى مستقل آن ، مىتوان به سه قطعه تقسيم كرد : قطعه راست ، قطعه مربع يا قطعه ميانى و قطعه چپ . وى معلوم كرد هر يك از اين قطعات براى خود وضعيت مستقلى دارد و درنتيجه از لحاظ بيمارىشناسى نيز از يكديگر متمايزند . اين دانشمند با مشاهدات بالينى ، نظريهء خود را اين‌گونه ثابت كرد : 1 . وجود كبدهاى بزرگ‌شده كه در آن‌ها بزرگ شدن فقط در يك ، دو يا سه قطعه كبد موجود است . اين مسئله نشان مىدهد كه بيمارى ممكن است در يك ، دو يا سه قطعه بروز كند . 2 . قطعات كبد ممكن است از نظر سفتى و صلابت با يكديگر متفاوت باشند ؛ مثلا يكى سخت و ديگرى نرم باشد . 3 . اختلاف حساسيت آن‌ها ؛ يعنى يكى از قطعات حساس‌تر از قطعه مجاور باشد . 4 . لبهء آزاد قطعات از حيث ضخامت ممكن است با يكديگر تفاوت داشته باشد ؛ مثلا لبهء يكى از آن‌ها مدور و لبه ديگرى تيز باشد . 5 . بيمارى ممكن است در هر يك از قطعات ، مستقلا بروز كند مثلا قطعه‌اى كه بزرگ شده ، حساس و داراى صلابت است ، ممكن است حجم و حساسيت و مقاومتش كم شود ؛ درحالىكه قطعه ديگر ، هرچند با آن مجاور بوده و همان صفات را داشته تغيير نكرده است و ممكن است به حال خود باقى بماند . يا در جهت عكس ، تغييراتى يابد .